بی بی
من و بی بی موهای سفیدشان را که می بینی، دلت از غم پر می شود. می دانی که زمان خواهد گذشت و تو نیز روزی، سفیدی موها را تجربه می کنی و دست هایت چروک و سوی چشمانت به ضعف می گراید. پشت تو نیز روزی خمیده می شود. دست هایت می لرزد و زیبایی چشم گیرت زیر موج چروک های صورتت جمع می شود. تو هم روزی مادربزرگ و پدربزرگ می شوی. چشم به در می دوزی که شاید کسی بیاید و تمام لحظات تنهایی ات را پر کند. این عکس زمستان سال گذشته است که مامان از من و مادربزرگ بابام که ما بهش میگیم بی بی گرفته. اینجور که همه میگن سن شناسنامه ایش 104 ساله ولی سن واقعیش بالاتر از این حرفهاست ، زمان کشف حجاب رضاخان رو خوب یادش میاد. ...
نویسنده :
مامان حدیث
9:27










